معنی کسیرة
7 بازدید
[ کَ رَ ] (ع ص) کسیر. (اقرب الموارد). - شاة کسیرة؛ گوسپندی که یکی از دست و پای آن شکسته شده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به کسیر شود. - ناقة کسیرة؛ ناقة کسیر. (اقرب الموارد). رجوع به کسیر شود.
کلمات همقافیه با «کسیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر