معنی کسوة
7 بازدید
[ کِ سْ وَ / کُ سْ وَ ] (ع اِ) جامهٔ پوشیدنی و لباس. ج، کسی [ کُ سا ]، کِساء. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). لباس. ج، کسی [ کُ سَنْ ]، یقال له کسوة حسنة و کسی فاخرة. (اقرب الموارد). رجوع به کسوت شود. || قلم کُسوة آدم؛ ای الاظفار. (اقرب الموارد).[ کُ سْ وَ ] (اِخ) دهی است به دمشق بر راه کاروانیان از دمشق به مصر. (معجم البلدان). دهی است به دمشق. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کسوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر