معنی کسنی
8 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِ) مخفف کاسنی و آن گیاهی باشد دوایی و تلخ. (برهان). کاسنی. (ناظم الاطباء): روایح کرمت با ستیزه رایی طبع خواص نیشکر آرد مزاج کسنی را.انوری. رجوع به کاسنی شود. - کسنی تلخ؛ کاسنی دشتی. (ناظم الاطباء).[ کِ ] (اِ) صمغی است بدبوی که به عربی حلتیث گویند و معرب آن قسنی باشد و به این معنی باکاف فارسی هم آمده است [ گسنی ] . (برهان). انغوزه. حلتیث. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کسنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر