معنی کستی کردن
7 بازدید
[ کُ کَ دَ ] (مص مرکب) کشتی گرفتن. مصارعت : پیل زوری که چون کند کستی بند او پیل را دهد سستی.مسعودسعد. رجوع به کشتی گرفتن شود.
کلمات همقافیه با «کستی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر