معنی کسب کردن

معنی کسب کردن

6 بازدید
[ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) ورزیدن. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). کوشش کردن و تحصیل نمودن. (ناظم الاطباء). الفغدن. الفنجیدن. (صحاح الفرس) (یادداشت مؤلف). اکتساب. حاصل کردن. بدست کردن. (یادداشت مؤلف). اقتراف. (ترجمان القرآن) (تاج المصادر). جرح. (ترجمان القرآن): انفقوا گفته ست پس کسبی بکن زانکه نبود خرج بی دخل کهن.مولوی. رو توکل کن تو با کسب ای عمو جهد می کن کسب می کن موبمو.مولوی. گر توکل می کنی در کار کن کسب کن پس تکیه بر جبار کن.مولوی. کار بخت است آن و آن هم نادر است کسب باید کرد تا تن قادر است.مولوی. آن خسروان که نام نکو کسب کرده اند رفتند و یادگار از ایشان جز آن نماند. سعدی. رجوع به کسب شود.

کلمات هم‌قافیه با «کسب کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید