معنی کساح
7 بازدید
[ کُ ] (ع اِ) بیماری است مر شتران را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ کَ سْ سا ] (ع ص) خاک روب. (مهذب الاسماء). خاک کش. (دهار). رجوع به کسح و کساحة شود.
کلمات همقافیه با «کساح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر