معنی کر کشیدن
6 بازدید
[ کُ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) یک کر آب را بر زمین نجس شده ریختن و تطهیر کردن آن را. شستن جایی با کرهای آب چون صحن مسجدی یا زمین زیارتگاهی. (یادداشت مؤلف). || با بول خود تر کردن جامهٔ کسی را. بمزاح گویند: بچه، مرا کر کشید؛ یعنی جامه های مرا به شاش آلود. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر