معنی کریع
6 بازدید
[ کَ ] (ع ص) آب خورنده به دست از جوی. (منتهی الارب) (آنندراج). کسی که چون ظرف نداشته باشد به دست از جوی آب خورد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کریع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر