معنی کریزه
5 بازدید
[ کُ / کَ زَ / زِ ] (اِ) کریجه است که خانهٔ کوچک باشد. (برهان). کریجه. کریج. (آنندراج). کریچه. کریچ. رجوع به کریجه و کریچ شود. || پر ریختن مرغان باشد. (برهان). پر ریختن مرغان شکاری که تولک نیز گویند. (یادداشت مؤلف). کریز. کریج. کریچ. کریغ. رجوع به کریز و کریج شود.
کلمات همقافیه با «کریزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر