معنی کریجه
5 بازدید
[ کُ جَ / جِ ] (اِ) کریچه. (ناظم الاطباء). کریچ. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کریج و کریچه شود.
کلمات همقافیه با «کریجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر