معنی کرگس
4 بازدید
[ کَ گَ ] (اِ) کرکس. مرغ مردارخوار. (برهان). طائری است معروف مردارخوار که به هندی گچه گویند فی زماننا گِد گویند. اکثر پر او در تیر به کار برند و مجازاً پرهای تیر را کرگس گویند. (غیاث اللغات). رجوع به کرکس شود. - کرگسان گردون؛ کرکسان فلک. (برهان). دو ستاره بصورت کرگس یکی را نسر طایر و دیگری را نسر واقع گویند. (غیاث اللغات). نسر طایر و نسر واقع که دو صورتند از چهل وهشت صورت فلکی. (ناظم الاطباء). رجوع به کرکس و ترکیب های ذیل این کلمه و نسر شود. - کرگس ترکش؛ تیرهایی را گویند که در ترکش گذارند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کرگس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گس» برای سرودن شعر