معنی کرکینه
6 بازدید
[ کُ نَ / نِ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به کرک. کرکی : ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر که کرکینه پوشد بجای حریر.نظامی.
کلمات همقافیه با «کرکینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر