معنی کرکمان
5 بازدید
[ کُ کُ ] (اِ) دوایی است که آن را حندقوقی گویند و به فارسی انده قوقو خوانند و بر کلف مالند نافع باشد. (برهان) (آنندراج). اسم فارسی حندقوقی است. (فهرست مخزن الادویه). رزق. حندقوق. (اقرب الموارد).[ کَ کَ ] (اِ) نوعی از ونجه است. (انجمن آرای ناصری). نوعی از یونجه است که به چارپایان دهند. (یادداشت مؤلف).[ کُ کُ ] (اِ) درخت سدر که کُنار نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به کنار شود. || شبدر. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شبدر شود.
کلمات همقافیه با «کرکمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر