معنی کرکزموی
5 بازدید
[ کَ کُ ] (ص مرکب) ژولیده موی. اشعث. (یادداشت مؤلف): و از میان گل و حماء او هفت گاو برآمد لاغر و کرکزموی، خاک رنگ و شکمها یابس شده. (تفسیر ابوالفتوح).
کلمات همقافیه با «کرکزموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر