معنی کرکر کردن
6 بازدید
[ کِ کِ کَ دَ ] (مص مرکب) خندیدن نه به حد. (یادداشت مؤلف). || با حداقل درآمد زیستن. با اقل معاش ساختن.
کلمات همقافیه با «کرکر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر