معنی کرپاسه
5 بازدید
[ کَ سَ / سِ ] (اِ) چلپاسه. وزغه. کرپاسو. (از برهان) (از آنندراج). کرپاشو. کرپاشه. (ناظم الاطباء). مارمولک. (فرهنگ فارسی معین). کِلپَسّه (در تداول اهالی خراسان). رجوع به کرباسو، چلپاسه، کرپاسه و مارمولک شود.
کلمات همقافیه با «کرپاسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر