معنی کروخان
7 بازدید
[ کُ ] (اِخ) نام برادر پیران ویسه است. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج). اما ولف در فهرست شاهنامه نوشته نام پهلوان تورانی که پسر ویسه بود. (فهرست ولف): یکی نامور ترک را کرد یاد سپهبد کروخان ویسه نژاد.فردوسی. رجوع به کروت شود.[ کُ ] (اِ) چاهی باشد بس عمیق که از آن آب به دشواری توان کشید. (فرهنگ جهانگیری). رجوع به کرود شود.
کلمات همقافیه با «کروخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر