معنی کروة
6 بازدید
[ کَ رْ وَ ] (ع اِمص) کَرو. کُرو. (اقرب الموارد). مزد و کرایه دهی. اسم مصدر است. (آنندراج). اسم است از اکراء. (از اقرب الموارد). رجوع به اکراء و کرو شود.
کلمات همقافیه با «کروة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر