معنی کرنفة
6 بازدید
[ کَ نَ فَ ] (ع مص) به شمشیر بریدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). به شمشیر زدن. (ناظم الاطباء). || به چوبدستی زدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). با عصا زدن. (از اقرب الموارد). || کرنف الکرانیف؛ برید کرانیف را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برید تنهٔ خرما را از کرانیف. (از اقرب الموارد).[ کَ نَ فَ ] (ع مص) به شمشیر بریدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). به شمشیر زدن. (ناظم الاطباء). || به چوبدستی زدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). با عصا زدن. (از اقرب الموارد). || کرنف الکرانیف؛ برید کرانیف را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برید تنهٔ خرما را از کرانیف. (از اقرب الموارد).[ کُ نَ / نُ فَ ] (ع ص) باریک اندام و لاغر از شتر و مردم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کرنفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر