معنی کرنش
4 بازدید
[ کُ نِ ] (اِ) کورنش (در ترکی). گورنیش (در ترکی جغتایی). سر فرودآوردن. تعظیم. (فرهنگ فارسی معین). سر فرودآوردن علامت خضوع را. بعلامت تکریم دوتا شدن. تعظیم کردن. (یادداشت مؤلف). رجوع به کرنش کردن شود.
کلمات همقافیه با «کرنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر