معنی کرنامه
4 بازدید
[ کَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) نمونه و کارنامه و نقشه. (ناظم الاطباء). کارنامه. رجوع به کارنامه شود.
کلمات همقافیه با «کرنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر