معنی کرن
6 بازدید
[ کْرُ / کُ رَ ] (ص، اِ) اسبی را گویند که رنگ او میان زرد و بور باشد. (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (برهان). کرند. کرنگ. کرن. کرنگه. کرنده. کورنگ. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به مترادفات کلمه شود. || رنگ میان زرد و بور. رنگ بین زرد و سرخ. || آنچه برنگ میان زرد و بور و یا میان زرد و سرخ باشد. (از فرهنگ فارسی معین). || در مجمل اللغة ذیل کلمهٔ «زقی» بمعنی جغد آمده است و گوید الزقی، بانگ کردن کرن یعنی جغد.[ کُ رَ ] (اِخ) رودخانه ای است میان فارس و عراق منشعب از زاینده رود اصفهان که به شوشتر می آید و از آنجا به دریای عمان می ریزد. شادروان و سد قیصر روم بر آن است در شوشتر. (لغت محلی شوشتری خطی). رجوع به کرند شود.[ کْرُ / کُ رُ ] (اِ) مسکوکی در اطریش معادل یک قران. (یادداشت مؤلف). || واحد پول سوئد و نروژ و دانمارک .
کلمات همقافیه با «کرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر