معنی کرم کردن

معنی کرم کردن

6 بازدید
[ کَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) مرحمت کردن. از روی لطف و مهربانی دادن. (ناظم الاطباء ذیل کرم کن). لطف کردن. مهربانی کردن : گفت کرم کن که پشیمان شدیم کافر بودیم و مسلمان شدیم.نظامی. خدای را چه توان گفت شکر و فضل و کرم بدین کرم که دگر باره کرد بر عالم.سعدی. کرم کن چنان کت برآید ز دست جهانبان در خیر بر کس نبست. سعدی (بوستان). کرم کن که فردا که دیوان نهند منازل بمقدار احسان دهند. سعدی (بوستان). منعم که نظر به حال درویش کند چندانکه طمع کند کرم بیش کند.سعدی. ز دلبرم که رساند نوازش قلمی کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «کرم کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید