معنی کرشمه و ناز
5 بازدید
[ کِ رِ مَ / مِ وُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) غنج و دلال. ناز و کرشمه : پری نهفته رخ و دیو در کرشمه و ناز بسوخت عقل ز حیرت که این چه بوالعجبی است. حافظ. رجوع به کرشمه و به ناز شود.
کلمات همقافیه با «کرشمه و ناز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر