معنی کرشمهباز
5 بازدید
[ کِ رِ مَ / مِ ] (نف مرکب) آنکه کرشمه کند. معشوقی که غمزه آرد. (فرهنگ فارسی معین). بکاربرندهٔ ناز و کرشمه : داری تو کرشمه باز سرمست سررشتهٔ هجر و وصل در دست. ابوالفیض فیاضی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کرشمهباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر