معنی کرسی نشاندن
4 بازدید
[ کُ نِ دَ ] (مص مرکب) نصب کردن کرسی. - به کرسی نشاندنِ گفته؛ قبولاندن آن. مدلل ساختن آن : نوای راستی سرمایهٔ صاحب کلامی کن به کرسی گفته های خویش را بنشان و شاهی کن. تأثیر (از مجموعهٔ مترادفات ص ۲۸۷). رجوع به ترکیب های ذیل کرسی شود.
کلمات همقافیه با «کرسی نشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر