معنی کرسینشینی
6 بازدید
[ کُ نِ ] (حامص مرکب) عمل کرسی نشین. مرزنشینی. رجوع به کرسی نشین شود.
کلمات همقافیه با «کرسینشینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر