معنی کرسیاد
6 بازدید
[ ] (اِ) سنگی سیاه و خشن است به سختی چنانکه سوهان بر او کار نکند. چون او را کلس کنند کلس او سفید شود و آن کلس سفید با نوشادر ضم کرده یک جزء بر هفت جزء زیبق نهند منعقد شود و متطرق گردد. (نزهةالقلوب).
کلمات همقافیه با «کرسیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر