معنی کردی
9 بازدید
[ کُ ] (ص نسبی) منسوب به قوم کرد. (از یادداشت مؤلف). || لهجهٔ کرد. (یادداشت مؤلف). زبان کردان. (فرهنگ فارسی معین). || نیم تنه ای که در قدیم روی قبا می پوشیدند و آن یا آستین نداشت و یا دارای آستینی کوتاه و نیز گاه بلند و تمام آستین بود و در این صورت آن را «کدبی» می گفتند. (فرهنگ فارسی معین).[ کُ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوریاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان. کوهستانی و سردسیر است و ۴۵۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «کردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر