معنی کردویه
5 بازدید
[ کُ یَ / یِ ] (اِ) نامی از نامهای زن ایرانی. (یادداشت مؤلف). || (اِخ) خواهر بهرام چوبین زن گستهم بود و آخر کار، گستهم بر دست او کشته شد و خسرو پرویز او را زن خویش کرد. (از مجمل التواریخ صص ۷۸-۷۹). نام این زن در متن کتاب کردیه است و کردویه تصحیح ملک الشعرای بهار است. در فارسنامهٔ ابن البلخی چ اروپا گردویه و گردیه آمده است و در فهرست شاهنامهٔ ولف گردیه. رجوع به گردویه و گردیه شود.
کلمات همقافیه با «کردویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر