معنی کردگی
5 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (حامص) عاملیت. فاعلیت. کنندگی : ز گردش شود کردگی آشکار نشان است پس کرده بر کردگار. اسدی (گرشاسبنامه).
کلمات همقافیه با «کردگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر