معنی کردوسة
5 بازدید
[ کُ سَ ] (ع اِ) گلهٔ بزرگ از اسبان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || عضو. اندام. (ناظم الاطباء). رجوع به کردوس شود. || هر استخوان دوگانهٔ بند اندام چون دو کتف و دو زانو و جز آن. ج، کُردوس. (منتهی الارب). هر استخوان دوگانه که در مفصل بهم متصل شوند. (از اقرب الموارد). هر دو استخوانی که در جای جدایی یعنی بند بیکدیگر رسند. (از شرح قاموس). || هر استخوان آکنده گوشت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، کَرادیس، (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) کَرادِس. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کردوسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر