معنی کرده داشتن
5 بازدید
[ کَ دَ / دِ تَ ] (مص مرکب) عملی را انجام دادن. (فرهنگ فارسی معین): تا دایره بجای خویش بازآید کره کرده دار. (التفهیم از فرهنگ فارسی معین). اگر او را سه پاره کرده داری. (التفهیم از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کرده داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر