معنی کردمند
4 بازدید
[ کَ مَ ] (ص) جلد. تند. تیز. سخت یعنی بسیار جلد و تند و تیز. (برهان) (آنندراج). || (اِ) تعجیل. شتاب. تندی. تیزی. عجله. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کردمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر