معنی کردمحله
6 بازدید
[ کُ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) یکی از محله های خاوری شهرستان رشت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ کُ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش رامسر شهرستان شهسوار. معتدل و مرطوب است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کُ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل. معتدل و مرطوب است و ۱۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کُ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری. کوهستانی و سردسیر است و ۱۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کُ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کالج بخش مرکزی شهرستان نوشهر. معتدل و مرطوب و سکنهٔ آن ۱۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کُ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) محلهٔ عمدهٔ سدن رستاق است و ۷۰۰ خانوار سکنه دارد و در میان جنگل انبوهی در ۱۶میلی استرآباد واقع است. بندر کوچکی به نام ملاکیله دارد که در سه میلی شمالی رودخانهٔ قراسوست. (از سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۶۹ و ترجمهٔ آن ص ۱۰۰).
کلمات همقافیه با «کردمحله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر