معنی کرجیان
5 بازدید
[ کَ ] (اِخ) از اقلیم چهارم است [ گیلان ] و در قدیم شهری بزرگ بوده و اکنون وسط است و به آب و هوا مانند ولایات دیگر. (نزهةالقلوب چ اروپا مقالهٔ سوم ص ۱۶۳). رجوع به ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۹۷ شود.[ کَ رَ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف ساکن قزوین که بنابه گفتهٔ صاحب تاریخ گزیده از دودمان ابودلف عجلی بوده اند. (از تاریخ گزیده چ اروپا ج ۱ ص ۸۴۷). این طایفه را دلفیان می گفته اند و ستاره شناس و جغرافی دان معروف زکریابن محمدبن محمود از این طایفه است. (از تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ترجمهٔ علی اصغر حکمت ج ۳ ص ۱۱۶).
کلمات همقافیه با «کرجیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر