معنی کرجی
6 بازدید
[ کَ رَ ] (اِ) نوعی از کشتی خرد که برای حمل اسباب به کار برند. (آنندراج). کشتی خرد و کوچک. (ناظم الاطباء). زورق. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). طَرّاده. لُتکا. بَلَم. قُفّه. غُراب. (یادداشت مؤلف). رجوع به زورق شود.[ کُ رْ رَ جی ی ] (ع ص) مخنث. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر