معنی کربت
14 بازدید
[ کُ بَ ] (ع اِ) کربة. اندوه دم گیر. (فرهنگ فارسی معین) (از بحر الجواهر). حزن. اندوه. دلگیری. (ناظم الاطباء): اگر امروز سد این ثلمت و کشف این کربت نکنیم فردا... ما را از انقیاد و تتبع او چاره نباشد. (مرزبان نامه از فرهنگ فارسی معین). و از کربت جورش راه غربت گرفتند. (گلستان). رجوع به کربة و کَرب شود.
کلمات همقافیه با «کربت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر