معنی کربة
10 بازدید
[ کَ بَ ] (ع اِ) جای رفتن آب در وادی و آب راههٔ آن. ج، کِراب. || و فی المثل: الکراب علی البقر و یقال الکلاب علی البقر؛ یضرب فی تخلیة المرء و صناعته و معناه خل المرء و صناعته. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). و رجوع به کراب شود.[ کَ رَ بَ ] (ع اِ) چوب خانه که در آن سر ستون خانه درکنند. (منتهی الارب). مغاکچه ای که سر ستون خانه در آن است. ج، کَرب. (از اقرب الموارد). مغاکچه ای که در سرچوب دیرک خانه است. (ناظم الاطباء).[ کُ بَ ] (ع اِ) اندوه دم گیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ج، کُرَب. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ کُ بَ ] (اِخ) لقب محمودبن سلیمان قاضی بلخ است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کربة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر