معنی کران گزیدن
6 بازدید
[ کَ گُ دَ ] (مص مرکب) کران جستن. گوشه گرفتن. دوری گزیدن از خلق. (از فرهنگ فارسی معین): من کنم یاری طلب هرگز مدان کز طلب کردن کران خواهم گزید.خاقانی. از صحبت خلق امان بجستی از قربت شه کران بجستی. خاقانی (تحفةالعراقین).
کلمات همقافیه با «کران گزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر