معنی کدری
7 بازدید
[ کُ ] (ع اِ) ابر تنک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به کَدَرة شود. || نوعی از سنگخوار تیره رنگ پشت ابلق زردگلو. (منتهی الارب) (آنندراج). سنگ خوار. (ناظم الاطباء). سنگخواره. قسمی از قطا و آن مرغی است. (مهذب الاسماء): در دامن کوه کبک شبگیران در رفت به هم به رقص با کدری. منوچهری. و رجوع به سنگخواره شود.
کلمات همقافیه با «کدری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر