معنی کخکخ کردن
6 بازدید
[ کُ کُ کَ دَ ] (مص مرکب) سرفه کردن. سرفیدن. سرف سرف. || خنده زدن. خنده کردن به آواز. || حال صوفیان یافتن. قول و ترانه و تصنیف صوفیانه سر کردن : پنداشتم که آمده ای که چیزی پرسی برو ای دوست که من کاری دارم مهمتر از اینکه من چیزی بشما دهم تا شما دحمل کو زنید و کخ کخ کنید و این بیت برگویید و رقص کنید: آراسته و مست به بازار آیی ای دوست نترسی که گرفتار آیی. (اسرارالتوحید چ بهمنیار ص ۲۲۵ و چ صفا ص ۲۸۴).
کلمات همقافیه با «کخکخ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر