معنی کحیلة
7 بازدید
[ کَ لَ ] (ع ص) کَحیل. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به کحیل شود.[ کَ لَ ] (اِخ) از نساء خوارج که در ولایة ابن عامر در بصرة با دیگر خوارج خروج کرد. (البیان و التبیین ج ۱ ص ۲۸۳).
کلمات همقافیه با «کحیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر