معنی کج نهادن
6 بازدید
[ کَ نِ / نِ دَ ] (مص مرکب) ناراست نهادن. قرار دادن نه بر راستی. مقابل راست نهادن. مقابل راست و مستقیم قرار دادن. - کله کج نهادن؛ کلاه یکبری بر سر نهادن. قرار دادن کلاه یک بری فراز سر و آن نشانه ای باشد از کبر و گردنکشی : نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند.حافظ.
کلمات همقافیه با «کج نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر