معنی کج نشستن
6 بازدید
[ کَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) نشستن بحالت خمیده. مقابل راست نشستن. - کج نشستن و راست گفتن؛ مقابل راست نشستن و کج گفتن. راست نشستن بدلالت الظاهر عنوان الباطن گویای صحت قول و اعتماد و اتکاء بنفس تواند بود اما در شواهد ذیل مراد این است که شخص می تواند ظاهر را دلیل باطن و یا عنوان باطن قرار ندهد بظاهر کج و ناراست و غیر مستقیم باشد اما صفای باطن و استقامت نفس و صحت گفتار را از دست ندهد: بیا تا کج نشینم راست گویم که کجی ماتم آرد راستی سور.انوری. بر جهان افکن نظر پس کج نشین و راست گو کز خوشی و خرمی اندرخور نظاره نیست. انوری. هر چه پرسم ترا بهانه مجوی پیش من کج نشین و راست بگوی.اوحدی. کج نشین راست گو بده انصاف با جزالت نگر چگونه تراست. ابن یمین (دیوان ص ۳۴۵).
کلمات همقافیه با «کج نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر