معنی کثافتکاری
3 بازدید
[ کِ فَ ] (حامص مرکب) ایجاد کثافت. || مجازاً بد انجام دادن کاری. || مجازاً، مباشرت. آرمش. جماع. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کثافتکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر