معنی کثافة
10 بازدید
[ کَ فَ ] (ع مص) ستبر گردیدن و بسیار گشتن و در هم پیچیدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ستبر و غلیظ شدن و فراهم شدن. (غیاث اللغات) (آنندراج). زفت شدن. (دهار). غلیظ گشتن و فزونی یافتن و در هم پیچیدن. (از اقرب الموارد). ستبری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (بحر الجواهر). ضد لطافت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کثافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر