معنی کتوله
7 بازدید
[ کُ لَ / لِ ] (ص) که قدی نهایت کوتاه دارد. کوتاه قد. کُتُل. کپُل. (یادداشت مؤلف). کوتوله. کُتُلَه. کل. کله قد (در تداول مردم قزوین). خپل. خپله.[ کُ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. جلگه ای و معتدل. سکنه ۱۸۰ تن. آب آن از نهر پریان. محصول آنجا غلات و لبنیات و پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی سیاه چادربافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کتوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر