معنی کتول
8 بازدید
[ کَ ] (ص) در تداول مردم گناباد، کهنه. بیکاره: ظرف کهنه کتولی است.[ کَ ] (ع اِ) کتول الارض؛ پشته های زمین و آنچه بلند برآمده باشد از آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ کَ ] (اِخ) نام بلوکی که در جنوب شرقی استرآباد و در جنوب استرآباد رستاق واقع است. حدود آن از کوهستان تا صحرایی است که در دست ترکمن هاست و محدود است از مغرب به رود کرک و جلگهٔ کمالان، از مشرق به نهر سرخ محله (که از فندرسک جدا می سازد)، از شمال به اراضی دوجی و از جنوب به میغان. قسمت عمدهٔ آن پوشیده از جنگل است و صحرای علفزار نیز دارد. (ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۱۳). و نیز رجوع به خود سفرنامهٔ مازندران شود.
کلمات همقافیه با «کتول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر