معنی کتم کردن
6 بازدید
[ کَ کَ ] (مص مرکب) پوشیدن راز. (ناظم الاطباء). مکتوم کردن. کتمان کردن. تلبیس کردن. ملتبس کردن. استکتام. (یادداشت مؤلف). - کتم شهادت کردن؛ امتناع از گواهی دادن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کتم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر